تبليغاتX


اگر هیچ قبول کند ما همان سایه ی هیچیم اگر هیچ قبول کند ما همان سایه ی هیچیم

عکس های جذاب +سیاست

زیباترین مجری جهان ایرانیه بعد می گن ...........

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط میثم در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 ساعت 15:55 |
اینم زیباترین مجری جهان که یه ایرانیه

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط میثم در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 ساعت 15:53 |
کامرون دیاز
|+| نوشته شده توسط میثم در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 ساعت 15:10 |
هانری عشق من
|+| نوشته شده توسط میثم در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 ساعت 15:5 |
پرویز پرستویی در فیلم زیر تیغ
|+| نوشته شده توسط میثم در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 ساعت 14:47 |
من و تو..................

من و تو

من و تو با هميم امادلامون
خيلي دوره
هميشه بين ما ديوار صد رنگ غروره
نداريم هيچ كدوم حرفي
كه بازم تازه باشه
چراغ خنده هامون
خيلي وقته سوت وكوره
من و تو من و تو من و تو
هم صداي بي صداييم
با هم و از هم جداييم
خسته از اين قصه هاييم
هم صداي بي صداييم

نشستيم خيلي شبها
قصه گفتيم از قديما
يه عمر وعده ها افتاده
از امشب به فردا
تمام وعده ها رو
داديم و حرفارو گفتيم
ديگه هيچي نمي مونه
براي گفتن ما
من و تو من و تو من و تو
هم صداي بي صداييم
با هم و از هم جداييم
خسته از اين قصه هاييم
هم صداي بي صداييم

گلاي سرخمون پوسيده موندن
توي باغچه
ديگه افتاده از كار
ساعت پير رو تاقچه
گلاي قالي رنگ زرد
پاييزي گرفتن
اونام خسته شدن از حرف
هر روز تو و من
من و تو من و تو من و تو
هم صداي بي صداييم
با هم و از هم جداييم
خسته از اين قصه هاييم
هم صداي بي صداييم
من و تو من و تو من و تو
من و تو

 

|+| نوشته شده توسط میثم در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 ساعت 14:45 |
یه هدیه برای طرفداران گوگوش

شناسنامه

 

|+| نوشته شده توسط میثم در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 ساعت 14:43 |
ebi ! gogosh
|+| نوشته شده توسط میثم در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 ساعت 14:40 |
انجلینا در افریقا
|+| نوشته شده توسط میثم در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 ساعت 14:39 |
انجلینا و برات پیت
|+| نوشته شده توسط میثم در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 ساعت 14:38 |
یه عکس جدید از انجلینا
|+| نوشته شده توسط میثم در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 ساعت 14:37 |
برداشتى دیگر از فیلم 300
هرچند اين نوشته بسياري از شما را خواهند رنجاند و براي من نيز كامنتهايي پر از فحش و فضيحت به دنبال خواهد داشت اما دوست دارم چند مطلب را بازگويم.

شخصا تا وقتي كه فيلم 300 را نبينم بر عليه ان موضع نخواهم گرفت (ان هم به دليل اثر بسيار زيبايي همچون شهر گناه-sin city كه كاری ديگر از كميك استريپ های فرانك ميلر است).اينجا با يك اثر هنري مواجه هستيم.يك هنرمند را بايد در ارامش نقد كرد.به صرف ديدن چند تصوير مغشوش از ايرانيان نمي‌توانم حكم برائت صادر كنم.از طرفي فراموش نكنيم كه براساس “متافيزيك حضور” و “تقابل‌های دوگانه” دريدايي در زندگی ما همه چيز را به اين تقابلها فرو مي‌كاهيم.تقابل خير و شر نيز در اينجا همين كار را مي‌كند.انها از ديد يونانيان (خير) به نمايش دشمن (ايرانيان-شر) مي‌پردازند.اين تقابل جايي برای واقع بيني نمي‌گذارد.در فيلمهاي ايراني وقتي مي‌خواهيم يك رزمنده ايراني را نشان دهيم چگونه است؟يك سرباز عراقي چگونه؟ تابحال در فيلمي ايراني شنيديد كه يك سرباز عراقي شهيد شود؟انها هميشه مي‌ميرند يا به درك واصل مي‌شوند.

اما… اگر بازهم اين حرفها به نظرتان مهمل آمد و اعتقاد داريد بايد كاری كرد به شما مي‌گويم كه ايجاد بمب گوگلي -البته اين نظر شخصي من است- ان تاثيري را كه مي‌خواهيد نخواهد داشت.چرا؟ حدس من اين است كه گوگل ان را خنثي خواهد كرد. پس چه كاری مي‌توان كرد؟در اينجا بايد كمي وارد حيطه تئوريك شد.

در ساختارشناسي رسانه ها :فرستنده-گيرنده-پيام-محيط بين فرستنده و گيرنده -محتوي پيام-روش انتقال پيام و…را بايد در نظر گرفت.

-گيرنده:انسان غربي و صد البته در راس انها “امريكايي ها”.بر روی ذهن انسان غربي چه چيزهايي موثر است؟ سينما(كه تواني در اين زمينه نداريم).كانالهای تلويزيوني(حتي اگر در حد يك سطر خبر باشد)-روزنامه‌ها(نيويورك تايمز-واشنگتن پست)-اينترنت(گوگل مغز اينترنت است اما همه ان نيست) و…

چند نفر از بيننده‌هاي فيلم 300 به گوگل مي‌ايند تا 300 را سرچ كنند؟هنوز در بين پراستفاده‌ترين وب‌سايتها در امريكا نيويورك تايمز و واشنگتن‌پست نيز قرار دارند.برای انها كاری كرده‌ايم؟ايا نمي‌توانيم با ارسال ايميل يك سطر خبری از انها بدست اوريم؟چرا به سايت ديگ digg فكر نكرده‌ايم؟فقط كافي است يك بار در صدر اخبار ديگ قرار گرفت! مي‌خواهيد بر روی نسل “تين ايجری” اثر بگذاريد؟ انها فقط به ماي‌اسپيس اعتماد دارند.برای تاثيرگذاری در انجا چه پيشنهادی داريد؟ ما هميشه مي‌ناليم كه از گذشته پرشكوه ايران هيچ نمي‌گويند.خب در اين مورد در ويكي‌پديا مطلبي به زبان انگليسي نوشته‌ايم تا جهانيان را به انجا راهنمايي كنيم؟

-محتوي پيام:به نظر من بايد پيام بسيار ساده و در چند جمله كوتاه ضمن احترام به تمام دست‌اندركاران اين فيلم حاوي نگراني ايرانيان نسبت به ارائه تصويري غلط از گذشته‌ها باشد.اين پيام ساده را مي‌توان در تمام كانالهايي كه در بالا گفتم به كار گرفت.توجه داشته باشيم كه همانقدر كه گذشته ما برای ما اهميت دارد سينما نيز جرء مقدسات انسان امريكايي است.هرگونه حركتي كه احساس تعرض نسبت به سينما را داشته باشد با واكنش منفي امريكايي‌ها همراه خواهد بود.

قصد من از نوشتن اين پست مخالفت با بمب گوگلي نيست.بلكه اعقاد دارم هركار گروهي در بين ايرانيان را بايد به فال نيك گرفت.اما در دنياي امروز بايد زيرك بود.ساختار رسانه‌ها را خوب شناخت و از هركدام در جاي خود حداكثر بهره را گرفت.به‌گونه‌اي كه اگر روزی گوگل بمب مذكور را خنثي كرد مايوس و سرخورده نشويم و برگه‌هاي آس ديگري براي پيشبرد اهدافمان داشته باشيم.

|+| نوشته شده توسط میثم در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 ساعت 10:28 |
وبلاگ‌نويسان به فيلم 300 معترض شدند

وبلاگ‌نويسان به فيلم 300 معترض شدند

سرويس وبلاگ ها، دوشنبه  21 اسفند 1385، ساعت 15:58

فاوانيوز: بار ديگر با اكران فيلم 300 عواطف، احساسات و هويت تاريخي ايران به نشانه رفته است و موجي از اعتراض در ميان وبلاگ‌نويسان پديدار شده است.

فيلم آمريكايي 300 كه توسط شركت فيلم‌سازي Warner Brothers ساخته شده، تصويري خلاف تاريخ، هويت و تمدن ايراني را به نمايش گذاشته است.
داستان اين فيلم كه اكنون موجي از خشم را در ميان وبلاگ‌نويسان ايراني ايجاد كرده، راجع به حمله اسكندر مقدوني به ايران است كه از ايراني‌ها، تصوير انسان‌هايي وحشي و بي‌تمدن به نمايش گذاشته شده است.
موضوع اصلي فيلم اين است كه 300 نفر انسان‌هاي پاك ارتش اسكندر با يك ميليون نفر ارتش وحشي ايران مبارزه مي‌كنند و ايراني‌ها را شكست مي‌دهند.
اين فيلم كه از 9 مارس 2007 اكران آن آغاز شده و تيزرهايي از آن را مي‌توان در صفحات اينترنتي مشاهده كرد، موجب برافروخته شدن خشم وبلاگ‌نويسان شده و در پي آن اعتراضات اينترنتي را به دنبال دارد.
تعداد زيادي از وبلاگ‌نويسان كه اين روزها به اين موضوع پرداخته‌اند، كاملا متعصبانه نسبت به تاريخ و فرهنگ خود تصميم گرفته‌اند تا اين بار نيز موجي از اعتراضات اينترنتي راه بياندازند.
وبلاگ يك پزشك، در اين باره نوشته است: داستان فیلم درباره نبرد سپاه خشایارشاه در ترموپیل و مقاومت یک لشگر 300 نفره در برابر سپاه ایران است. اما چیزی که باعث برانگیخته شدن احساسات ایرانیان بعد از دیدن این فیلم خواهد شد، چهره زشت و غلطی است که از ایرانیان ارائه می‌شود، چه در بعد ظاهری و چه از لحاظ منش و شیوه رفتار آنها.
به گفته اين وبلاگ‌نويس،‌ محققین این فیلم حتي در مورد لباس ایرانیان در عهد باستان تحقیق علمی نکرده‌اند. به گواه همگان لباس ایرانیان باستان از لحاظ آراستگی و زیبایی در دنیای قدیم همتایی نداشته است چنانکه لباس ایرانی هدیه‌ای بسیار با ارزش در آن زمان محسوب می‌شد.
لگوماهي همچنين صفحه the movie 300 را نيز براي اعتراض به اين فيلم راه‌اندازي كرده و آدرس وبلاگ‌هايي كه به اين فيلم معترض هستند، در آنجا قرار داده شده است.
تاكنون به بيش از 300 سايت در اين صفحه كه به نام صفحه بمب نامگذاري شده، لينك داده شده است.
اين صفحه نيز در ايندكس گوگل قرار گرفته و در جستجوهاي مربوطه در مورد 300 در نتايج جستحجو ظاهر مي‌شود.
نويسنده وبلاگ كميك نيز درباره آن گفته است: اين فيلم، ايراني‌ها را بدوی، با پوششی مثل تروريست‌های امروزی، جلادگونه با چشم‌هايی پر از خون و سياه پوست نمايش داده است. يوناني‌ها همه خوش‌تيپ، با درايت، شجاع و زيرک که با يک حرکت شمشير، هزاران نفر ايرانی را قلع و قمع مي‌کنند و تا اندازه زيادي در اين فيلم اغراق شده است.
وبلاگ‌نويسان همچنين در سايت اعتراض فارسي نيز طوماري را عليه اين فيلم تهيه كرده‌اند كه تعداد زيادي از وبلاگ‌نويسان تاكنون به آن پيوسته‌اند تا بتوانند از هويت تاريخي و فرهنگي خود دفاع كنند.


|+| نوشته شده توسط میثم در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 ساعت 10:25 |
سر بزنین ضرر نمی کنید
زرتشت و ایران باستان
|+| نوشته شده توسط میثم در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 ساعت 20:32 |
بناپارت یا افلاطون؟؟
ناپلئون بناپارت : در دنیا فقط از یک چیز باید ترسید و آن خود ترس است .
ناپلئون بناپارت : اولین شرط توفیق شهامت و بی باکی است .
ناپلئون بناپارت : نایاب ترین چیزها در جهان دوست صمیمی است .
ناپلئون بناپارت : دردها و رنج ها فکر انسان را قوی می سازد
ناپلئون بناپارت : کسانی که روح نامید دارند مقصرترین مردم هستند.
ناپلئون بناپارت : کسی که می ترسد شکست بخورد حتما شکست خواهد خورد.
ناپلئون بناپارت : یک روز زندگی پر غوغا و در شهرت و افتخار بهتر از صد سال گمنامی است.
ناپلئون بناپارت : پیروزی یعنی خواستن .
ناپلئون بناپارت : عشق گوهری است گرانبها ، اگر با عفت توام باشد.
ناپلئون بناپارت : عفت در زن مانند شجاعت است در مرد ، من از مرد ترسو همچنان متنفرم که از زن نانجیب
ناپلئون بناپارت : فداکاری در راه وطن از همه فضایل باارزشتر است.

|+| نوشته شده توسط میثم در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 ساعت 20:30 |
روز عشق را از 25 بهمن (Valentine) به 29 بهمن (سپندار مذگان ايرانيان باستان) منتقل كنيم.
ایرانی باشیم:
وقتي به شروع و چگونگي وقوعش فكر مي كنم، بنظرم همه چيز گيج و پيچيده مي آيد! اما ظاهرا اين گيجي چندان هم عجيب ودور از انتظار نيست،چون عبارت  "ضربه فرهنگي" را چنين تعريف كرده اند: "تغييراتي در فرهنگ كه موجب به وجود آمدن گيجي، سردرگمي و هيجان مي شود."

اين ضربه چنان نرم و آهسته بر پيكر ملت ما فرود آمد كه جز گيجي و بي هويتي پي آمد آن چيزي نفهميديم!
شايد افراد زيادي را ببينيد كه كلمات Hi و Hello را با لهجه غليظ Americanاش تلفظ مي كنند. اما تعداد افرادي كه از واژه درود استفاده مي كنند، بسيار نادر است!
همينطور كلمه Thanks بيش از سپاسگزارم و Good bye بسيار راحت تر از «بدرود» در دهان ها مي چرخد. ما حتي به اين هم بسنده نكرده ايم!
اين روزها مردم برگزاري جشن ها و مناسبت هاي خارجي را نشانه تجدد، تمدن و تفاخر مي دانند.
سفره هفت سين نمي چينند، اما در آراستن درخت كريسمس اهتمام مي ورزند!
جشن شب يلدا كه به بهانه بلند شدن روز، براي شكرگزاري از بركات و نعمات خداوندي برگزار مي شده است را نمي شناسند، اما همراه و همزمان با بيگانگان روز شكرگزاري برپا مي كنند!
همه چيز را در مورد Valentine و فلسفه نامگذاريش مي دانند، اما حتي اسم "سپندار مذگان" به گوششان نخورده است.
چند سالي ست حوالي 25 بهمن ماه (14 فوريه) كه مي شود هياهو و هيجان را در خيابان ها مي بينيم. مغازه هاي اجناس كادوئي لوكس و فانتزي غلغله مي شود. همه جا اسم Valentine به گوش مي خورد. از هر بچه مدرسه اي كه در مورد والنتاين سوال كني مي داند كه "در قرن سوم ميلادي كه مطابق مي شود با اوايل امپراطوري ساساني در ايران، در روم باستان فرمانروايي بوده است بنام كلوديوس دوم. كلوديوس عقايد عجيبي داشته است از جمله اينكه سربازي خوب خواهد جنگيد كه مجرد باشد. از اين رو ازدواج را براي سربازان امپراطوري روم قدغن مي كند.كلوديوس به قدري بي رحم وفرمانش به اندازه اي قاطع بود كه هيچ كس جرات كمك به ازدواج سربازان را نداشت.اما كشيشي به نام والنتيوس(والنتاين)،مخفيانه عقد سربازان رومي را با دختران محبوبشان جاري مي كرد.كلوديوس دوم از اين جريان خبردار مي شود و دستور مي دهد كه والنتاين را به زندان بيندازند. والنتاين در زندان عاشق دختر زندانبان مي شود .سرانجام كشيش به جرم جاري كردن عقد عشاق،با قلبي عاشق اعدام مي شود...بنابراين او را به عنوان فدايي وشهيد راه عشق مي دانند و از آن زمان نهاد و سمبلي مي شود براي عشق!"
اما كمتر كسي است كه بداند در ايران باستان، نه چون روميان از سه قرن پس از ميلاد، كه از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز عشق بوده است!

 جالب است بدانيد كه اين روز در تقويم جديد ايراني دقيقا مصادف است با 29 بهمن، يعني تنها 3 روز پس از والنتاين فرنگي! اين روز "سپندار مذگان" يا "اسفندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن اين روز به عنوان "روز عشق" به اين صورت بوده است كه در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند و علاوه بر اينكه ماه ها اسم داشتند، هريك از روزهاي ماه نيز يك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، انديشه) كه نخستين صفت خداوند است، روز سوم ارديبهشت يعني "بهترين راستي و پاكي" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهريور يعني "شاهي و فرمانروايي آرماني" كه خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملي زمين است. يعني گستراننده، مقدس، فروتن. زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند. در هر ماه، يك بار، نام روز و ماه يكي مي شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن مي شد، جشني ترتيب مي دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمين روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، "مهرگان" لقب مي گرفت. همين طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ يا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشني با همين عنوان مي گرفتند.
سپندار مذگان جشن زمين و گرامي داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پيدا مي كردند. در اين روز زنان به شوهران خود با محبت  هديه مي دادند. مردان نيز زنان و دختران را بر تخت شاهي نشانده، به آنها هديه داده و از آنها اطاعت مي كردند.
 ملت ايران از جمله ملت هايي است كه زندگي اش با جشن و شادماني پيوند فراواني داشته است، به مناسبت هاي گوناگون جشن مي گرفتند و با سرور و شادماني روزگار مي گذرانده اند. اين جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگي، خلق و خوي، فلسفه حيات و كلا جهان بيني ايرانيان باستان است. از آنجايي كه ما با فرهنگ باستاني خود ناآشناييم شكوه و زيبايي اين فرهنگ با ما بيگانه شده است. نقطه مقابل ملت ما آمريكاييها هستند كه به خود جهان بيني دچار مي باشند. آنها دنيا را تنها از ديدگاه و زاويه خاص خود نگاه مي كنند. مردماني كه چنين ديدگاهي دارند، متوجه نمي شوند كه ملت هاي ديگر شيوه هاي زندگي و فرهنگ هاي متفاوتي دارند. آمريكاييها بشدت قوم پرستند و خود را محور جهان مي دانند. آنها بر اين باورند كه عادات، رسوم و ارزش هاي فرهنگي شان برتر از سايرين است. اين موضوع در بررسي عملكرد آنان بخوبي مشهود است. بعنوان مثال در حالي كه اين روزها مردم كشورهاي مختلف جهان معمولا به سه، چهار زبان مسلط مي باشند، آمريكاييها تقريبا تنها به يك زبان حرف مي زنند. همچنين مصرانه در پي اشاعه دادن جشن ها و سنت هاي خاص فرهنگ خود هستند.
 
 
اطلاع داشتن از فرهنگ هاي ساير ملل" و "مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ ها" دو مقوله كاملا جداست.با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم ديگران، بي اينكه ريشه در خاك، در فرهنگ و تاريخ ما داشته باشد، اگر هم به جايي برسيم، جايي ست كه ديگران پيش از ما رسيده اند و جا خوش كرده اند!
 براي اينكه ملتي در تفكر عقيم شود، بايد هويت فرهنگي تاريخي را از او گرفت. فرهنگ مهم ترين عامل در حيات، رشد، بالندگي يا نابودي ملت ها است. هويت هر ملتي در تاريخ آن ملت نهاده شده است. اقوامي كه در تاريخ از جايگاه شامخي برخوردارند، كساني هستند كه توانسته اند به شيوه مؤثرتري خود، فرهنگ و اسطوره هاي باستاني خود را معرفي كنند و حيات خود را تا ارتفاع يك افسانه بالا برند. آنچه براي معاصرين و آيندگان حائز اهميت است، عدد افراد يك ملت و تعداد سربازاني كه در جنگ كشته شده اند نيست؛ بلكه ارزشي است كه آن ملت در زرادخانه فرهنگي بشريت دارد.
شايد هنوز دير نشده باشد كه روز عشق را از 25 بهمن (Valentine) به 29 بهمن (سپندار مذگان ايرانيان باستان) منتقل كنيم.
|+| نوشته شده توسط میثم در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 ساعت 19:54 |
تصويري از رحيم خوديکار يکي از همکلاسي هام
Arnold Schwarzeneger Picture
|+| نوشته شده توسط میثم در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 ساعت 19:0 |
وصيت نامه داريوش شاه کبير
وصيت نامه داريوش شاه کبير

متن وصیت نامه داريوش شاه کبير :

اینک که من از دنیا می روم، بیست و پنج کشور جز امپراتوری ایران است و در تمامی این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان درآن کشورها دارای احترام هستند و مردم آن کشورها نیز در ایران دارای احترامند، جانشین من خشایارشا باید مثل من در حفظ این کشورها کوشا باشد و راه نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی آن ها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد.

اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور دریک زر در خزانه داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو می باشد، زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست. البته به خاطر داشته باش تو باید به این حزانه بیفزایی نه این که از آن بکاهی، من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن، زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند، اما در اولین فرصت آن چه برداشتی به خزانه بر گردان .
مادرت آتوسا ( دختر کورش کبیر ) بر گردن من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن .

ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبارها را که از سنگ ساخته می شود و به شکل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبارها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن به وجود نمی آید و غله در این انبارها چندین سال می ماند بدون این که فاسد شود و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه بدهی تا این که همواره آذوغه دو یاسه سال کشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از این که غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسری خوار و بار استفاده کن و غله جدید را بعد از این که بوجاری شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشک سالی شود .
هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافیست، چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کار های مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نا مشروع نمایند نخواهی توانست آنها را مجازات کنی چون با تو دوست اند و تو ناچاری رعایت دوستی نمایی.
کانالی که من می حواستم بین رود نیل و دریای سرخ به وجود آورم ( کانال سوئز ) به اتمام نرسید و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد، تو باید آن کانال را به اتمام رسانی و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آن قدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند .
اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا این که در این قلمرو ، نظم و امنیت برقرار کند، ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی، با یک ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند .
توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوی آنها آفت سلطنت اند و بدون ترحم دروغگو را از خود بران. هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط مکن و برای این که عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند، قانون مالیات را وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم را خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ نمایی عمال حکومت زیاد با مردم تماس نخواهند داشت .
افسران و سربازان ارتش را راضی نگاه دار و با آنها بدرفتاری نکن، اگر با آنها بد رفتاری نمایی آن ها نخواهند توانست مقابله به مثل کنند ، اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آن ها این طور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا این که وسیله شکست خوردن تو را فراهم کنند .
امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا این که فهم و عقل آنها بیشتر شود و هر چه فهم و عقل آنها بیشتر شود تو با اطمینان بیشتری حکومت خواهی کرد .
همواره حامی کیش یزدان پرستی باش، اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیشی که میل دارد پیروی کند .
بعد از این که من زندگی را بدرود گفتم ، بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که من خود فراهم کردم بر من بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار ، اما قبرم را مسدود مکن تا هر زمانی که می توانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی من را آنجا ببینی و بفهمی که من پدرت پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و پنج کشور سلطنت می کردم مردم و تو نیز خواهید مرد زیرا که سرنوشت آدمی این است که بمیرد، خواه پادشاه بیست و پنج کشور باشد ، خواه یک خارکن و هیچ کس در این جهان باقی نخواهد ماند، اگر تو هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت مرا ببینی، غرور و خودخواهی بر تو غلبه نخواهد کرد، اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی، بگو قبر مرا مسدود کنند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا این که بتواند تابوت حاوی جسدت را ببیند.
زنهار، زنهار، هرگز خودت هم مدعی و هم قاضی نشو، اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بی طرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد و رای صادر کند، زیرا کسی که مدعیست اگر قضاوت کند ظلم خواهد کرد.
هرگز از آباد کردن دست برندار زیرا که اگر از آبادکردن دست برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت، زیرا قائده اینست که وقتی کشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود، در آباد کردن ، حفر قنات ، احداث جاده و شهرسازی را در درجه اول قرار بده .
عفو و دوستی را فراموش مکن و بدان بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت، ولی عفو باید فقط موقعی باشد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای .
بیش از این چیزی نمی گویم، این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو اینجا حاضراند کردم تا این که بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس می کنم مرگم نزدیک شده است .

 

|+| نوشته شده توسط میثم در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 ساعت 18:58 |
عيدي من براي رضا

ما فرزندان ایران زمین سال 1386 را سال کوروش بزرگ نامگذاری میکنیم

|+| نوشته شده توسط میثم در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 ساعت 18:57 |
پيامبر راستين
|+| نوشته شده توسط میثم در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 ساعت 18:54 |
نوروز جشن هميشگي زرتشتيان

امروزه نوروز بزرگترين جشن باستاني ايرانيان است.  گستره ي اين جشن نه تنها در ايران كه در ميان تيره هاي گوناگون آرياييست. چه در كردستان و چه در آذرآبادگان و چه بلوچستان و در میان تیره های بختیاری و لر و تالشی و.... اين جشن با شكوه بزرگ و درخوري برگزار ميشود. و اين همان چيزيست كه ايرانيان و تيره هاي آريايي براي يكپارچگي نيازمندند.

                              

نوروز، جشن ايرانيان از روزگاران كهن پر شكوه ترين جشن بهاري در جهان بوده است. نوروز بهارانه اي است كه روايت هاي تاريخ درباره پيدايش آن بسيار گوناگون است نوروز جشن شروع فروردين يا « فرودگان » است كه ياد آور اجداد و نياكان ما بود و چنان مي پنداشتند كه در پنج شب ، ارواح پاك مردگان ، براي ديدار سامان  زندگي و روزگار بازماندگان به زمين فرود مي آيند و در خانه و آشيانه خويش سرگرم تماشا وسركشي مي شوند . اگرخانه روشن و پاكيزه و ساكنان آن راحت وشاد باشند ، ارواح مسرور و سر افراز برمي گردند. اما درغير اينصورت ، آنان اندوهگين وناراحت به جايگاه خويش باز مي گردند وتا سال آينده چشم براه  مي نشينند.

فردوسي بزرگ درباره ی پيدايش نوروز چنين ميگويد:

چو خورشيد تابان ميان هوا         نشسته برو شاه فرمانروا

بجمشيد بر گوهر افشاندند        مران روز را روز نو خواندند

درباره ی پيدايش نوروز در روايتي ديگر چنين آمده است كه نيشكر را جمشيد در اين روز يافت و مردم از كشف خاصيت آن متحير شدند . پس جمشيد دستور داد تا از ( شهد آن ) شكر ساختند و به مردم هديه دادند . از اين رو ، آن را نوروز ناميدند.

همچنين گفته شده كه اهريمن ، بلاي خشكسالي و قحطي را بر زمين فرو نشانيد . اما جمشيد به جنگ با اهريمن پرداخت و درپايان  او را شكست داد . آنگاه خشكسالي، قحطي ونكبت را بر روي زمين از ريشه بخشكانيد و به زمين بازگشت با بازگشت ويدرختان و هر نهال و چوب خشكي سبز شدند . پس مرد م اين روز را « نوروز » خواندند و هر كس به يمن و خجستگي  در تشتي جو كاشت و اين رسم سبزه نشانيدن در ايام نوروز از آن زمان به امروز باقي مانده است .

سر سال نو هرمز فروردين        بر آسوده از رنج روي زمين

بزرگان به شادي بياراستند        مي و جام و رامشگران خواستند

چنين جشن فرخ از آن روزگار      بما ماند از آن خسروان يادگار

نوروز در تخت جمشيد و استوره:

همانگونه كه گفته شد‚ افزون بر ریخت اداری پارسه، يكي از كاربرد هاي تخت جمشيد برگزاري جشن نوروز در آنجا بوده در اينجا به برخی از  فرنودهای استوره ای جشن نوروز خواهیم پرداخت:

يكي از آنها باورمندي به فرود آمدن فروهرها در نوروز است.

باور ديگر اين است كه در نوروز فروهر انسان از آسمان به زمين آمد و در كالبد انسان جاي گرفت و در اين روز فروهر درگزشتگان به زمين باز ميگردد. (آیین خانه تکانی به گمان بالا انگیزه ی همین استوره بوده تا روانهای فرود آمده از هر گونه پلیدی و ناپاکی دور بمانند)

در اسطوره ديگر آمده است نوروز نخستین روز پادشاهي جمشيد پس از ساختن کاخی با شكوه است و استوره ديگر نوروز را روزي ميداند كه جمشيد واحدهاي اندازه گيري را تايين نمود. واحد اندازه گيري درازا 1 بند انگشت (اينچ) در پارسه به كار ميرفته كه هر واحد آن برابر 2.2 سانتيمتر بوده.

در خيام نامه آمده است :

چون از اميري جمشيد 421 سال گذشت ، جهان از او يكسره راست همي آمد .ايران و ايرانيان هم مطيع و مريد او شدند تا بفرمود گرمابه هاي بسيار ساختند و سيم و زر از معادن بر آوردند و ديباي ابريشمي بافتند كه آن روز ، روز اول « حمل » بود . پس جشني بر پا ساخته و نوروزش نام نهاد تا هر سال چو فروردين آيد ، آن روز را جشن گيرند.

 

در میان تیره های آریایی که باشنده ی راستین ایران زمین بودند، جشن سال نو در به دو گونه زير بوده است :

آرياييها در روزگاران باستاني داراي دو فصل گرما و سرما بودند . فصل سرما دارای دو ماه و فصل گرما دارای ده ماه مي شد . ولي پس از مدتي ، تابستان داراي هفت ماه و زمستان داراي پنج ماه شد . در هر يك از اين دو فصل جشني برگزار مي كردند كه هر دو اين جشنها را آغاز سال نو گفته مي شد. در جشن نخست كه به هنگام آغاز فصل گرما يعني به هنگامي كه گله ها را از آغل به چمنهاي سبز و خرم مي كشانيدند و از ديدن چهره ی گرمابخش خورشيد شاد مي شدند. جشن دوم با شروع سرما آغاز مي شد . در اين روزها گله را به آغل باز مي گرداندند و با توشه هاي اندوخته از آنها نگهداري مي كردند . بر پايه گواهی ها و داده ها ، جشن نوروز حتي به هنگام تدوين بخش كهن اوستا نيز در آغاز بهار بر پا مي شده و شايد به ريختی كه اكنون بر ما نمايان نيست آن را در برج مزبور ثابت نگاه مي داشتند .

جشن نوروز شش روز پشت سر هم دنبال ميشد و در اين روزها ، فرماندها بار عام مي دادند و مهتران خاندان خود را به ترتيب مي پذيرفتند و به حاضران عيدي مي دادند . در روز نخست سال مردم زود از خواب برمي خواستند ، به كنار نهرها و کاریز ها و خود را مي شستند و به يكديگر آب مي پاشيدند و شيريني تعارف مي كردند . صبح قبل از آنكه كلامي گويند ، شكر يا عسل مي خورند و براي حفظ بدن از نا خوشي ها و بدبختي ها روغن به تن مي ماليدند.

ابزارهايي كه در زمان جمشيد پادشاه استوره اي  ايران ساخته شد:

جنگ افزارهاي گوناگون:

بفر كيی نرم كرد آهنا       ***        چو خود و زره كرد و چون جوشنا

چو خفتان و تيغ و چو بر گستوان   ***        همه كرد پيدا بروشن روان

بافتن پارچه و دوختن و شستن آن:

زكتان ابريشم و موي قز            ***         قصب كرد پرمايه ديبا و خز

بياموختشان رشتن و تافتن      ***         بتار اندرون پود را بافتن

چو شد بافته شستن و دوختن      ***          گرفتند از و يكسر آموختن

خشت و گچ:

بفرمود پس ديو ناپاك را      ***     بآب اندر آميختن خاك را

هر آنچ از گل آمد چو بشناختند     ***       سبك خشت را كالبد ساختند

بسنگ و به گچ ديو ديوار كرد        ***      نخست از برش هندسی كار كرد

ساختن گرمابه و كاخ:

چو گرمابه و كاخهای بلند         ***     چو ايران كه باشد پناه از گزند

سيم و زر و ياقوت:

بچنگ آمدش چند گونه گهر       ***       چو ياقوت و بيجاده و سيم زر

پزشكي و درمان:

پزشكي و درمان هر درد مند  ***       در تندرستي و راه گزند

كشتی و دريانوردی:

گذر كرد از آن پس به كشتي بر آب ***   ز كشور به كشور گرفتي شتاب


 اما نوروز ، پس از مرگ جمشيد(جمشیدیان) نيز زندگی خود را دنبال کرد. نوروز از همه ی تاخت و تازهای مغولها، يونانيان، تازيان، ترکها و... جان سالم بدر برد. چرا که نوروز در خون مردمان آريايی جاريست.

هر روزتان نوروز        ****         نوروزتان پيروز


 

باز در وبلاگستان غوغایی دیگر به راه افتاده است ، و این بار موضوع بر سر فیلم 300 است ، فیلمی که گویا از فردا - 9 مارس 2007-  در سینماها اکران خواهد شد. داستان فیلم درباره نبرد سپاه خشایارشاه در ترموپیل و مقاومت یک لشگر 300 نفره در برابر سپاه ایران است. اما چیزی که باعث برانگیخته شدن احساسات ایرانیان بعد از دیدن این فیلم خواهد شد ، چهره زشت و غلطی است که از ایرانیان ارائه می‌شود ، چه در بعد ظاهری و چه از لحاظ منش و شیوه رفتار آنها.
نمی‌خواهم پستم را از سر تعصب بنویسم ، ولی واقعا شما فکر می‌کنید ، چنین تصویرسازی‌ای از خشایارشاه درست است؟!

 

تصویر بالا : تصویری دروغین از خشایار شاه هخامنشی در این فیلم

|+| نوشته شده توسط میثم در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 ساعت 18:49 |
برنده جایزه اسکار (نیکولاس کیج)

 

نيکلاس کيج بازيگر و تهيه کننده آمريکايی، متولد سال 1964 درکاليفرنيا است. پدرش استاد دانشگاه و مادرش رقاص است. او در دوران مدرسه به فراگيری بازيگری پرداخت و برای اولين بار در هجده سالگی جلوی دوربين رفت.

نيکلاس کيج اخيرا از ليزا پريسلی، دختر الويس پريسلی خواننده مشهور آمريکايی و همسر سابق مايکل جکسون جدا شد. در ضمن او برادر زاده فرانسيس فورد کاپولا کارگردان آمريکايی نيز هست.

از فيلم های مشهور او می توان از ترک لاس وگاس، احيای مردگان و مرد خانواده نام برد. او که در سال 1995 برای بازی در فيلم ترک لاس وگاس برنده اسکار شد، امسال نيز برای بازی در فيلم اقتباس نامزد کسب اين جايزه است

|+| نوشته شده توسط میثم در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 ساعت 18:4 |
زن نمونه قزوینی
|+| نوشته شده توسط میثم در شنبه بیست و ششم اسفند 1385 ساعت 19:57 |
محبوبترین قزوینی
Jennifer Lopez
|+| نوشته شده توسط میثم در شنبه بیست و ششم اسفند 1385 ساعت 19:56 |
جنیفر لوپز(محبوب قزوینی ها)

نام كامل:JENNIFER LYNN LOPEZ
اسامي مستعار:
LA LOPEZ-JENNY-JEN-SUPERNOVA-
J.LO
تاريخ تولد:
24 جولاي 1969
محل تولد:
برونكس نيويورك- آمريكا.
شغل:
خواننده، بازيگر، مدل.
قد:
165 سانتي متر.
وزن:
55 كيلو گرم.
نام پدر:DAVID LOPEZ(ديويد لوپز)----- شغل:
كارشناس كامپيوتر.
نام مادر:GUADALUP LOPEZ----- شغل:
آموزگار مهد كودك.
خواهران:LIND وLESLIE
-----ليند گوينده راديو و تلويزيون ميباشد----لزلي نيزمدرس موسيقي ميباشد.
سبك موسيقي: پاپ و دنس.
اولين فيلم وي:MI FAMILIA
(1995)
اولين فيلمي كه با آن  شهرت يافت:SELENA(1997)
اولين آهنگي كه با آن  شهرت يافت:IF YOU HAD MY LIFE(1999)
ميزان ثروت وي: 255 ميليون دلار.
شمار آلبومهاي به فروش رفته وي در سراسر جهان: 35 ميليون آلبوم.

شوهرها:
1-ONJA NOA----شغل: مدل----ازدواج در تاريخ: 1997 ----طلاق در تاريخ: 1998.

2-CRIS JUDD(كريس جاد)----شغل: رقصنده و رقص آرا----تاريخ ازدواج: 2001 ----تاريخ طلاق: 2003 .

3-MARC ANTHONY(مارك آنتوني)-----شغل: خواننده و بازيگر.---تاريخ ازدواج: دوم جولاي 2004 .

البته جنيفر لوپز با بازيگر و نمايش نويش مشهور BEN AFFLECK(بن افلك) در سال 2002 نيز نامزد كرده و در سال 2004 نامزديشان را بهم زدند. همچنين جنيفر چند ماهي نيز با PUFF DADDY دوست بوده است.

جوايز دريافتي: وي چـنـدين جـايــــزه از ســـوي MTV و
BILLBOARD وGOLDEN GLOBE دريافت داشــته است. از
جـمــله: بهترين بازيگر، بهترين خواننده، بـهتـرين مـوزيـك
ويديو و بهترين هنرمند.

فيلمهايي كه وي در آنها نقش آفريني كرده:

MY LITTLE GIRL(1986)-IN LIVING COLOR(1990)-NURSES ON THE LINE(1993)-SECOND CHANCES(1993)-HOTEL MALIBU(1994)-MY FAMILY(1995)-MONEY TRAIN(1996)-JACH(1996)-BLOOD AND WINE(1997)-SELENA(1997)-ANACONDA(1997)-U TURN(1997)-ANTS(1998)-THIEVES(1999)-CELL(2001)-WEDDING PLANNER(2001)-ANGEL EYES(2001)-ENOUGH(2002)-MAID IN MANHATHAN(2003)-TICK TOCK(2002)-THE TWO FRIDAS(2003)-SHRINK(2003)-GIGLI(2003)-DIRTY GIRLS CLUB(2003)- A STAR IS BORN(2003)-SHALL WE DANCE(2004)-MONSTER IN LAW(2004)-AN UNFINISHED LIFE(2004)-JERSEY GIRL(2004)-AMERICAN DARLING(2005)-BORDER TOWN(2005)-

آلبومهاي وي:

 1999: ON THE 6

2001: J LO 

2000: LETS GET LOUD

 2002: THIS IS ME THEN

  2003: THE REAL ME

  2005: REBIRH

عطر جنيفر لوپز : جنيفر داراي خط توليد عطر و اودكلن شخصي بنامهاي  GLOW وSTILL  ميباشد.

پوشاك جنيفر لوپز: جـنـيـفر همچنـيـن  داراي خـط تــوليد
لباس  بنام
J-LO ميباشد.

بيوگرافي: جنيـفر از كـودكـي شيـفـته رقـص و خوانندگي
بـود. وي در از سن 5 سالـگي بـه كـلاســــهاي رقص و آواز
ميرفت. جنيفر در يك مدرسه كاتوليك 12 سال تحصيل كرد 
و موفق به دريافـت مـدرك ديـپـلم گشت. وي در دبيرستان
بـه ورزش تنيـس و ژيـمـناستـيـك مـي پــرداخت. نخستين
نمـايش او در سن 15 سالگي بود كه در سريال تلويزيوني
IN LIVING COLOR
اجراي رقـص كـرد. و بـالاخـره در نـقـش
آفريني در فيلم
SELENA به شهرت دست يافت.

|+| نوشته شده توسط میثم در شنبه بیست و ششم اسفند 1385 ساعت 19:54 |
سینا عشق رویایی من
|+| نوشته شده توسط میثم در شنبه بیست و ششم اسفند 1385 ساعت 17:21 |
سید خلیل عالی نژاد

واحد مركزي خبر، ايران:

تنبور‏‎ موسيقي‌‏‎ محقق‌‏‎ و‏‎ نوازنده‌‏‎ نژاد‏‎ عالي‌‏‎ خليل‌‏‎ سيد‏‎ خاكسپاري‌‏‎ و‏‎ درگذشت‌‏‎ سالروز‏‎ به بهانه ‌‏‎

سيد خليل عالي نژاد... نوازنده تنبور/Khalil Ali nejad Tanbour player...‌‏‎
آن‌‏‎ بوده‌اند‏‎ معرفتي‌‏‎ كانون‌‏‎ كه‌‏‎ آدم‌هايي‌‏‎ رفتن‌‏‎ با‏‎ بداني‌‏‎ كه‌‏‎ مي‌شود‏‎ افزون‌‏‎ وقتي‌‏‎ دريغ‌‏‎ و‏‎ درد‏‎
مي‌پيوندد‏‎ رفته